بزنين به تخته بهترين كشير در مستر كارد شدم يكي از مديران كه بهم لقب مستر كارد كوئين داده.
كارم آسون نيست ولي خدا رو شكر دوستش دارم و باهاش خوشحال و راضيم. خيلي چيزا دارم ياد ميگيرم خيلي بيشتر با فرهنگ و روحيات كانادائيها آشنا شدم. چه چيزايي بيشتر ميخرن و دوست دارن و چطور زندگي ميكنن. مثلا اينكه بچه هاشون از سن هفت هشت سالگي پول تو جيبي ميگيرن و هر چي ميخوان خودشون ميخرن اينطوري پول جمع كردن و مستقل شدن رو ياد ميگيرن. خوب منم ياد گرفتم و چند وقتيه به دخترم هفته اي پنج دلار پول تو جيبي ميدم خودش براي خودش يه عروسك باربي و كوله مدرسش رو خريده البته پول كوله رو بهش ميدم به قول شوهرم اون كه ديگه نبايد كوله مدرسه رو خودش بخره. البته بزرگتر كه شد چرا ولي نه حالا.
تو اين مدت يك يا دو بار رفتيم خونه دوستمون و يه بار هم اونها اومدن خونمون.
تنها گله اي كه از كارم ميتونم بكنم نامرتب بودن ساعت كارم هست كه درست و حسابي نميتونم به خونه و زندگيم برسم و اگر همسرم كمك نكنه و به داد نرسه واويلاست. بعضي وقتها صبح ها خونه هستم و بعد از ظهر تا يازده شب سر كار اون روزها اصلا دخترم رو نميبينم چون صبح با پدرش از خونه ميره بيرون و شب كه من ميام خونه اون خوابه گاهي اوقات روز سر كار هستم و عصر و شب خونه. آشپزخونه تقريبا تو خونمون تعطيل شده چون نه وقت آشپزي دارم نه جونشو. گاهي همسرم غذا درست ميكنه گاهي خودم ولي بيشتر بيرون غذا ميخوريم.
هفته پيش رفتيم تورنتو رستوران كيش چلوكباب لذيذي خورديم.
چند وقت پيش هم با فاميلمون رفتيم اونجا شام مهمون ما و چاي بعد از شام خونه اونا.