هفته پيش رفتيم خونه دوستم يه همستر داشتن خيلي بانمك بود. دختر ما هم پاشو كرد تو يه كفش گوله گوله اشك ريخت كه منم همستر ميخوام با اينكه اصلا با نگهداري حيوون تو خونه موافق نيستم دو سه روز پيش رفتيم و يه همستر با مزه و يه قفس از pet smart خريديم و اومديم. حيوون به درد بخوري نيست مثل سگ و گربه اصلا احساس نداره زندگي خودشو ميكنه روزها خوابه شبها كه ما ميخوابيم تا صبح بيداره و يا تو چرخ و فلكش داره ميدوه يا داره غذا ميخوره و قرچ قوروچ صدا ميده امروز هم ياد گرفته ميذارمش بيرون بو ميكشه در قفس رو پيدا ميكنه و ميره تو قفس. تا دو هفته وقت داريم به هر دليلي اين حيوون رو پس بديم فكر نميكنم به يك هفته بكشه ميخوام ببرم پسش بدم دخترم خيلي دوستش داره ولي ...
مدرسه دخترم از روز سه شنبه شروع شد خوشبختانه ساعت كاريم طوري بود كه صبح تونستم ببرمش مدرسه رفت كلاس دوم دندونش كه افتاده بود يواش يواش داره جاش درمياد و بزرگ ميشه. بعد از ظهرها مهد كودك ميره سرويس مياد دنبالش و ميبرش مهد تا من برم و بگيرمش. براي برنامه بعد از مدرسه هفته اي هشتاد دلار پول ميدم.
همچنان محل كارم رو دوست دارم همچنان پيشتاز در مستركارد هستم بهم لقب كوئين دادن.
از خريدهاي اصلي كانادائيها بگم كه يكي از اونها مارشملو هست وقتي ميذارمشون تو كيسه بايد مواظب باشم كه مثل نون جاش خوب باشه و له نشه چون به سيخ ميكشن و روي آتيش كبابش ميكنن بعضي ها هم باهاش smore درست ميكنن من تا حالا نخوردم ولي يكيشون بهم دستورش رو گفت كه مارشملو و شكلات و كراكر رو داخل فويل ميپيچن و ميذارن تو آتيش اينها با هم قاطي ميشن و خوشمزه ميشه. من كه هنوز درست نكردم. فكر هم نميكنم خيلي خوراكي خوشمزه اي باشه. آخه اينها خوردنيهاي خوشمزه ما ايرانيها رو نخوردن كه ديگه به هر چيزي نگن خوشمزه.
كانادائيها وقتي پاي صندوق ميان بي برو برگرد آدامس و شكلات برميدارن همشون استثناء هم نداره انگار هر بار ميان خريد به خودشون جايزه ميدن.
يه چيز ديگه اي كه اكثرشون ميخرن پير و جوون هم نداره يه چيزايي مثل پاستيل هست دراز دراز و سفت و سنگين و قرمز رنگ كه من حتي حاضر نيستم امتحانش كنم و اصلا نميدونم چه مزه اي ميده ولي اينها خيلي دوست دارن.